جمال الدين محمد الخوانساري
607
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
7165 كن بطىء الغضب سريع الفىء ، محبّا لقبول العذر . باش آهسته رو خشم ، تندرو رجوع ، دوست دارنده مر قبول عذر را ، يعنى باش چنين كه خشم تو دير وآهسته بحركت آيد ، ورجوع وبرگشتن از آن تند وشتابان باشد ، وباش دوست از براي قبول عذر ، يعنى اين را كه قبول كنى عذر گنهكار را ودر گذرى از أو هر گاه عذرى گويد . 7166 كن عاملا بالخير ، ناهيا عن الشّرّ ، منكرا شيمة الغدر . باش عمل كننده بخير ، بازدارنده از شرّ ، انكار كننده خوى بيوفائى را ، يعنى بد دانندهء آن يا نشناسندهء آن . 7167 كن في الفتنة كابن اللّبون ، لا ضرع فيحلب ، ولا ظهر فيركب . باش در فتنه مانند ابن لبون نه پستانى كه دوشيده شود ونه پشتى كه سواري كرده شود ، يعنى در فتنهء كه روى دهد بهيچ وجه دخيل مشو وبيكار باش در آن مانند ابن لبون كه هيچ كار از آن نمىآيد ، و « ابن لبون » « 1 » كه معنى تحت اللفظي آن « پسر شير دهنده » است شتر بچهء نر دو سأله را گويند ، يا آنرا گويند كه دو سال را تمام كرده وپا در سه سال گذاشته باشد باعتبار اين كه مادرش بعد از آن بچهء ديگر زائيده وشير مىدهد يعنى اين قدر شده كه مادرش تواند كه زائيده باشد وشير دهد . 7168 كن حليما في الغضب ، صبورا في الرّهب ، مجملا في الطّلب . باش بردبار در خشم ، صبر كننده در ترس ، اعتدال كننده در طلب ، يعنى طلب أمور دنيوي باين كه نه افراط كنى در طلب آنها ونه تفريط كنى . 7169 كن آنس ما تكون بالدّنيا احذر ما تكون منها . باش انس دارندهتر آنچه باشى بدنيا حذر كنندهتر از آنچه باشى از آن ، يعنى باش در وقتي كه انس وخو گرفتن تو بدنيا بيشتر از همه أوقات باشد باعتبار زيادتى نعمت
--> ( 1 ) در منتهى الإرب گفته : « ابن اللبون شتر كرّهء دو سأله يا بسال سوم در آمده » .